|
|
|
|
|
اونروز بچه ها براي چاپ پرواز داشتن مي رفتن نازلو، منم همراه بچه ها رفتم،4 شنبه ي هفته ي بعد قراره براي خوردن پيتزا و تولد پروازبريم بيرون.(آخه پرواز تولد كرده 4 شنبه قرار بود نشريه منتشر بشه و به فروش برسه.اون روز زودتر از 4 شنبه هاي قبل رفته بودم دانشگاه!!! وقتي رسيدم طبق معمول همه ي بچه ها جمعشون جمع بود، منم بهشون اضافه شدم... امروز تو سايت نشسته بوديم و جمعمون جمع بود (من، فائزه، سعيده، احسان (عضو ثابت و البته رشته=كامپيوتر |
||